|
سه شنبه 15 مرداد 1392برچسب:, :: 10:20 :: نويسنده : ღنـــــــــــواღ
زاغکی بر درخت نخل نشسته بودو فلافل میخورد... روبهی امد و گفت : ها ولک چه باحالی..چه دمی...عجب عینک ریبنی...مشکی رنگ عشقه...دمت گرم...یه دهن برامون میخونی زاغه فلافل رو گذاشت زیر بغلش و گفتگ: بروو دهن سرویس...ما خودوم کلاس دومم
نظرات شما عزیزان:
سلام وب زیبایی داری یک سری هم به ما بزن ونظرت رو هم بده ممنون
پاسخ:خیلی ممنون!!باشه حتما ![]()
![]() |